عشق
گفتم عشق .... گفتی سکس .... گفتم دخترم .... گفتی خداحافظ ....
سفت کشیدمت .... پاره شد .... هم پیوندمان هم بکارتم ....
حالا توی پسربچه شدی مرد ....من دختر بچه شدم .... فاحشه!
+ نوشته شده در جمعه ۱۵ دی ۱۳۹۱ ساعت ۵:۵۰ ب.ظ توسط بارمان باستان
|
دیوانگی در یک قدمی ام گام بر می دارد و من از ترس حضورش پشت سرم را نگاه نمی کنم