به یاد سهراب عزیز
نه تو می مـانـی
و نه انـــــدوه ...
و نه هیچ یک از مـــــــردم ایــن آبادی ...
به حبـاب نگـــــران لـب یک رود قســـــــم ،،،
و به کوتـاهی آن لــحـظــه شــــادی که گذشـت ، ...
غصـــه هـم خواهـــــد رفت ...
آنچنـانی کـه فـقــط
خاطــــره ای خواهــــــــــــــد ماند ...
+ نوشته شده در پنجشنبه ۷ اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت ۲:۴۳ ب.ظ توسط بارمان باستان
|
دیوانگی در یک قدمی ام گام بر می دارد و من از ترس حضورش پشت سرم را نگاه نمی کنم